دانشکده الهيات و معارف اسلامي
پايان نامه کارشناسي ارشد در رشتهي الهيات (علوم قرآن و حديث)
خرد جمعي و راهکارهاي حاکميت آن در قرآن و حديث
توسط:
فاطمه دياري نژاد
استاد راهنما:
دکتر سهراب مروتي
استاد مشاور:
دکتر سيد محمد رضا حسينينيا
شهريور 1393

تقديم به
حضرت زهرا سلام الله عليها
و
مهربان فرشتگاني که لحظات ناب بودن، لذت و غرور دانستن، جسارت خواستن، عظمت رسيدن و تمام تجربههاي يکتا و زيباي زندگيم، مديون حضور سبز آنهاست
تقديم به خانواده عزيزم.
سپاسگزاري
سپاس خداي بيکران را که به ما توفيق تعليم و تعلم عطا فرمود. اينک که با ياري پروردگار توانا موفق به پايان رساندن اين رساله شدم، بر خود لازم ميدانم از اساتيد گرانقدر و کساني که مرا در انجام اين تحقيق ياري نمودهاند قدرداني و تشکر نمايم و از درگاه الهي دوام عزت و کمال توفيق
شان را خواستارم.
از استاد ارجمند جناب آقاي دکتر سهراب مروتي که در طول اين تحقيق زحمات بيدريغ و راهنماييهاي علمي ايشان بهره بردهام و راهنمايي اين پايان نامه را به عهده گرفتند نهايت تشکر و قدرداني را دارم.
از جناب آقاي دکتر سيدمحمدرضا حسيني نيا که زحمت مشاوره اين پايان نامه را عهده دار بودند، تشکر و قدر داني ميکنم.
از اساتيد محترم جناب آقاي دکتر مهدي اکبرنژاد و جناب آقاي دکتر رضا رضازاده را که مسئوليت داوري اين پايان نامه را با نهايت توجه و دقت نظر تقبل نمودهاند صميمانه تشکر ميکنم.
از جناب آقاي دکتر سياوش ياري ناظر تحصيلات تکميلي کمال تشکر را دارم.
در پايان، از برادرانم آقايان مهدي و مصطفي و سعيد دياري نژاد و از دوستم سرکار خانم نجميه گراوند که در انجام اين تحقيق مرا همراهي و راهنمايي نمودند، تشکر ميکنم.
چکيده
يکي از ساز وکارهاي پيشرفت فرد و جامعه و دستيابي به اهداف مورد نظر، بهرهگيري از آراء و تجارب ارزندهي ديگران است که با حاکميت خرد جمعي، ميتوان بدان دست يافت. با توجه به اهميت حاکميت خرد جمعي به عنوان يک نيروي اجتماعي بزرگ و تأثيرگذار در نگرشها و کنشهاي افراد جامعه و تأثيراتي که ميتواند بر روند زندگي انسان بگذارد، از اينرو، در پژوهش حاضر تلاش گرديد با تتبّع و تأمّل در آيات قرآن کريم و روايات اهلبيت عليهمالسلام، به شناخت مفهوم خرد جمعي و راهکارهاي حاکميت در قرآن و حديث پرداخته شود. بر مبناي آموزههاي اسلامي مؤمنان داراي روح اجتماعي هستند. معناي روح اجتماعي، اين است که جامعه زنده باشد. زنده بودن اجتماع به اين است که در افراد آن اجتماع حس اجتماعي و عاطفه اجتماعي و يک نوع درد اجتماعي وجود داشته باشد. در نهايت از مجموع آموزههاي اسلامي بررسي شده در اين تحقيق به دست آمد که هدف از حاکميت خرد جمعي همفکري، همکاري و تشريک مساعي افراد در جهت بهبود کيفيت زندگي در تمامي زمينههاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي است. شرايط اجتماعي و سياسي حاکم بر جامعه، نوع ديدگاه و نوع نگاه مسئولان و برنامهريزان، خُلقيات و روحيات مردم، تجربيات و واقعيات گذشته جامعه و … بر پذيرش يا عدم پذيرش حاکميت خرد جمعي مؤثرند. ساختار اين پايان نامه به شکلي است که از پنج فصل مرتبط به هم تشکيل شده است و از لحاظ اهميت موضوع به صورت تصاعدي پيش رفته است. روش بهکار گرفته شده در اين تحقيق روش تحليلي- توصيفي بوده و با استفاده از منابع کتابخانهاي انجام شده است.
کليد واژه: خرد جمعي، شاخصههاي حاکميت خرد جمعي، موانع حاکميت خرد جمعي، راهکارهاي حاکميت خرد جمعي.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه:1
فصل اول:کليات ومفاهيم.3
1-1- بيان مسئله4
1-2- اهميِت و ضرورت موضوع4
1-3- سوالات تحقيق6
1-3- 1- سوال اصلي6
1-3-2- سوالات فرعي6
1- 4- پيشينه نظري تحقيق6
1- 5 – جنبه جديد بودن و نوآوري تحقيق8
1- 6- اهداف تحقيق8
1- 6-1 – هدف اصلي8
1-6-2- اهداف فرعي9
1-7- روش انجام تحقيق9
1- 8 – واژه شناسي9
1- 8- 1- خرد جمعي 9
فصل دوم: شاخصههاي حاکميت خرد جمعي در قرآن و حديث11
پيشگفتار.12
2 – 1- مسئوليت آفريني.12
2 – 2- تکريم ديگران.14
2 – 3- رشد شخصيت.17
2 – 4- ايجاد الفت و تأليف قلوب.18
2 – 5- رشد فکري.20
2 – 6- خلاقيت و نوآوري.22
2 – 7- نداشتن پيش داوري.24
2 -8- اخلاقي زيستن.27
2 – 9- وحدت و امنيت.29
2 – 10- شايستهسالاري.30
2 -11- عدم تعصب و جزميت.32
فصل سوم: موانع برقراري حاکميت خرد جمعي در جامعه قرآني.34
پشگفتار.34
3 -1- خودپرستي.35
3 -2- تقليد کورکورانه.37
3 – 3- تقديرگرايي.40
3 – 4- استبداد زدگي.42
3 – 5- عدم اعتماد عمومي.44
3 -6 – اسارت پذيري.45
3 – 7 – تحجر.47
3 – 8 – هم ستيزي و عدم همانديشي.49
3 -9- ظاهر نگري و سطحينگري.51
3 – 10- خمودي و سستي.52
فصل چهارم: راهکارهاي حاکميت خرد جمعي در قرآن و حديث.55
پيشگفتار.56
4-1- سوق دادن افکار عمومي به سمت تفکر محوري و تدبر.56
4-2-گفتار لين و ملايم.58
4-3 – خوش بيني.61
4-4- اعتماد به نفس.63
4-5- مبارزه با فقر و گسترش رفاه جمعي.64
4-6- انتقاد پذيري.67
4-7-گسترش دانايي و آگاهي.69
4-8 – مدارا.70
4 – 9 – اميد آفريني.72
4 -10 – محبت و مودت.75
4- 11- اعتدالگرايي.78
فصل پنجم: فرايند موثر در پيدايش حاکميت خرد جمعي.80
پيشگفتار.81
5 – 1- برنامهريزي.82
5 – 2- سازماندهي.83
5 – 3-کنترل و نظارت.86
5 – 4- رهبري.89
نتايج تحقيق.92
منابع و مآخذ.94

مقدمه
انسان معاصر، به هر دليلي بيش از مردمان گذشته بر فهم و خرد خويش پاي فشرده و مصرانه بر آن است تا گفتمان را به جاي امر و فرمان نشانده، و فرماندهي و فرمانبري را به کمترين حد برساند و اين، البته دستاورد ميمون و ارزشمندي است که در گذر زمان و با هزينه هاي بسيار حاصل گرديده است. جدال اقتدارگرايان مستبد و حاکمان خودکامه با خردمندان و آگاهان جامعه، بر سر نقش
آفريني همگان، دست در عرصهي تصميم سازي- نه تصميم گيري – فرآيند پرفراز و نشيبي داشته و همچنان نيز ادامه دار است و از نتايج حداقلي آن که بيگمان در متون ديني، به ويژه در دادههاي اسلامي آشکار بر آن صحه گذاشته و از خواستههاي اوليشان بوده، توجه به عقول آدميان است که تبلور و تجلي آن در دورهي کنوني، در نظام دموکراسي است که بر پايهي خرد جمعي و مشورت و مشاوره همگاني استواري دارد، تعاملي که از يک سو به بها يافتن انديشهي يکايک انسانها پيوند دارد، و از ديگرسو به شکوفايي تواناييهاي آحاد افراد جامعهي مورد نظر، و طبعاً در چنين جامعهاي که دست ساخته خودشان است، زندگي خوشايند و رضايتمندانه روان گرديده و اميدواري به زيستن در آن بيشتر ميباشد.
قرآن كريم در موارد متعددي بياناتي دارد كه بصورت كلي مسلمانان را به خرد جمعي، هم فكري و همياري يكديگر در تمام جهات دعوت ميكند، از ديدگاه قرآن تا زمانيكه يك ملت و قومي تصميم درست و سنجيده اي در مورد آينده خود نگيرد و با همفكريشان انسانهاي صالح براي ادارهاي سرنوشت اجتماعيشان برنگزيند رستگاري و پيشرفت و ترقي براي آنان نخواهد بود، آيات شريفه چون: ?وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً… ? (آل عمران/103)؛ ?وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏? (مائده/2) همگي داراي اين پيام مهم الهي است كه براي رسيدن به يك زندگي شرافت
مندانه در هر جامعهاي حركتهاي آگاهانه و دسته جمعي و مشاوره و همفكري آن ملت و دست به دست يكديگر دادن لازم و ضروري است. علامه طباطبايي در تفسير الميزان اين گونه مينويسد:
كثرت حوائج انسان در زندگى دنيا آن قدر زياد است كه فرد فرد انسانها نمى‏توانند همه آن ها را در زندگى فردى خود برآورده نمايند، و مجبورند كه بطور اجتماعى زندگى كنند، و از اين رو است كه اولاً بعضى بعضى ديگر را به خدمت خود مى‏گيرند، و از آنان استفاده مى‏نمايند. و ثانياً اساس زندگى را تعاون و معاضدت يكديگر قرار مى‏دهند (طباطبايي، 1374، ج18، ص148). بر اين اساس همهي مکتبها اعم از مکتبهاي کلاسيک، مکتب روابط انساني، مکتب سيستم اجتماعي، و … اذعان دارند که بشر براي ادامه حيات اجتماعي خود و رشد و تعالي زندگي نيازمند حاکميت خرد جمعي است. نوآوريها، خلاقيتها، ابتکارات، پيشرفتها و خلق آثار عجيب، حاصل تبادل فکر و بهرهبرداري از خرد جمعي است.
مباني و پيش فرضها، روشن کننده اهداف، روشها و نقشه راه براي رسيدن به مقصد و هدف است. اسلام براي سعادت و زندگي دنيوي، اخروي افراد برنامههاي دقيق و کامل دارد؛ که در آن به تمام نيازهاي انسان پاسخ داده شده است. از طرفي چون انسان موجودي اجتماعي است بايد با ساير هم نوعان خود رابطهاي مسالمت آميز، سازنده و کارآمد داشته و به حاکميت خرد جمعي معتقد باشد. پژوهش حاضر در پنج فصل به سامان آمده است. اين تحقيق از لحاظ قالب و چارچوب، در پنج فصل تدوين و نگارش خواهد شد؛
در فصل اول مفاهيم وکليّات موضوع بيان مي‌شود.
در فصل دوم دست يابي به شاخصههاي حاکميت خرد جمعي مورد بحث قرار مي گيرد.
در فصل سوم موانع برقراري حاکميت خرد جمعي بررسي مي‌شود.
در فصل چهارم به تبيين راهکارهاي حاکميت خرد جمعي بر اساس قرآن و حديث پرداخته خواهد شد.
همچنين در فصل پنجم به بررسي فرايند موثر در پيدايش خرد جمعي پرداخته خواهد شد.
تحقيق حاضر در پي آن است ضمن تعريف خرد جمعي، تا به اين سوال پاسخ دهد چه راهکارهاي براي حاکميت خرد جمعي ارائه گرديده است؟

فصل اول
مقدمه و کليات
1-1. بيان مسئله
مفهوم خرد جمعي در متون اسلامي (قرآن و روايات) با مضامين مختلفي بيان شده است که در ادراه امور جامعه و تحکيم روابط اجتماعي نقش به سزايي دارد براي اين امر مهم و حياتي ضوابط و معيارهاي وجود دارد که رعايت آنها انسان را در تصميم گيريها از خطا و لغزش مصون ميدارد و تلاش وي را در جلب منافع و مصالح عمومي به نتيجه ميرساند. خرد جمعي نقطه تلاقي انديشهها و راهي براي سنجش ايدهها است و آن که ميجويد در راه موفقيت است افرادي که گرفتار استبداد راي هستند و خود را بينياز از افکار ديگران ميبينند غالباً گرفتار اشتباهات خطرناک و دردناکي ميشوند.علاوه برآيات صريح قرآن کريم دربارهي خرد جمعي و ترغيب بدان در تعاليم معصومين عليهم السلام، بدين مهم از زواياي مختلف پرداخته شده و از اصول و آداب آن که بايد آنها را اخلاق رايزني ناميد به روشي واضح سخن رفته که در خور مطالعه و بررسي دقيق و همه جانبه است.
به همين خاطر ما در اين تحقيق به دنبال پاسخ به اين سوال اساسي هستيم که خرد جمعي و راهکارهاي حاکميت آن بر اساس آموزه‌هاي قرآن و روائي کدامند؟ پاسخ به اين سؤال اساسي، نيازمند شناخت اموري نظير مفهوم خرد جمعي، شاخصههاي حاکميت خرد جمعي، موانع برقراري حاکميت خرد جمعي و فرايند موثر در پيدايش حاکميت خرد جمعي است که در اين تحقيق تلاش خواهد شد به اين موارد نيز پرداخته شود.
از اين رو در اين تحقيق تلاش خواهد شد به پرسشهاي مذکور، پاسخ داده شود و جهت نيل به اين مقصود کوشش برآن است که با استفاده از آيات قرآن کريم و روايات اهل بيت عليهم السّلام و بهرهگيري و استنباط از اين آموزهها، راهکارهاي حاکميت خرد جمعي، شاخصهها، موانع و فرايند موثر بر پيدايش حاکميت خرد جمعي مورد تأمّل و بررسي قرار گيرد.
1-2. اهميت و ضرورت تحقيق
خداوند خردمندترين مردم و شايستهترين آنان يعني پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم به درستيابي را به مشورت کردن فرمان داده است. اساساً خرد جمعي اصلي اساسي در تمام حوزه
هاي نظري و اجرايي است و فقدان آن جمود و خشک رايي و محروميت از رشد و تعالي را موجب ميشود و در پي آن استبداد و خودرايي و هلاکت فرد و جامعه را نتيجه ميدهد. با کمال تأسف نه تنها اين اصل در ميان روابط اجتماعي مردم مسلمان جلوهاي ندارد، بلکه در ميان صاحب نظران و علماء و مجتهدين در سطوح عالي حوزههاي علميه و دانشگاه نمودي جدي ندارد حال آن که مشورت کردن از خصلتهاي ريشه دار و از عادتهاي مستمر مؤمن عاقل به شمار ميآيد و بدون مشورت و نظر خواهي و رايزني نميتوان به حل صحيح مسائل و رفع مشکلات علمي و عملي، در همه اوقات نايل آمد. انسانهايي كه از فكر قوي برخوردارند و صاحب بهترين نظرها هم هستند، اگر خود را بينياز بينند و احساس كنند كه نيازي به رأي و انديشه ديگران ندارند، خوي استبداد پيدا ميكنند. اما اگر با مردم رابطه برقرار كنند، از نظرهاي ديگران استفاده كنند، علاوه بر رشدي كه به آنها ميدهند، از خطر فرو رفتن و غلتيدن در استبداد دور مي شوند. وقتي كسي خود را بينياز از ديگران ميبيند، هر چند كه از نظر انديشه قوي باشد، شخصيت مردم را ناديده مي
گيرد. انديشهها را متوقف ميكند. استعدادهاي آماده را نابود ميسازد. بدين ترتيب بهترين سرمايه و پشتوانه يك حكومت و نظام از بين ميرود و سير انحطاط آغاز ميشود. علي رغم اهميّت اين موضوع، تاکنون به طور شايسته و به صورت يک تحقيق مفصّل به اين مهم پرداخته نشده است. اسلام بر اين اصل تأکيد فراوان دارد و بر آن است که رهبري، هدايت و مديريت جامعه اسلامي به خرد جمعي و تبادل نظر نياز دارد. همان طور خداوند متعال در قرآن کريم ميفرمايند: ?وَ الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ? (شوري/38)؛ “و كسانى كه نداى‏ پروردگارشان را پاسخ مثبت‏ داده و نماز برپا كرده‏اند و كارشان در ميانشان مشورت است و از آنچه روزيشان داده‏ايم انفاق مى‏كنند”. مرحوم طبرسي اين آيه را دال بر فضيلت رايزني در کارها دانسته است (طبرسي، 1418ق، ج9، ص23). جصاص نيز لزوم اين مهم را از آيه برداشت کرده است: “اين آيه بر اهميت جايگاه خرد جمعي (شورا) دلالت دارد، زيرا خرد جمعي (شورا) همراه با ايمان و برپاداشتن نماز ذکر شده است (جصاص، 1412ق، ج3، ص383). خداوند سبحان در آيه ديگر مي‏فرمايند: ?إنَّمَا المُؤمِنونَ الَّذينَ آمَنُوا بِاللهِ و رَسولِهِ و إذا كانوا مَعَهُ عَلي أمرٍ جامِعٍ لَم يَذهَبوا حَتّي يَستَأْذِنُوهُ إنَّ الَّذينَ يَستَأْذِنُونَكَ اُولئِكَ الَّذينَ يُؤمِنونَ بِاللهِ ورَسولِه? (نور/62)؛ “جز اين نيست كه مؤمنان كسانى‏اند كه به خدا و پيامبرش گرويده‏اند، و هنگامى كه با او بر سر كارى اجتماع كردند، تا از وى كسب اجازه نكنند نمى‏روند. در حقيقت، كسانى كه از تو كسب اجازه مى‏كنند آنانند كه به خدا و پيامبرش ايمان دارند”. مفسران “امر جامع” را به كارهاي مهم اجتماعي تفسير كرده‏اند كه خرد جمعي، همكاري و مشاركت عمومي و مديريت در آن لازم است.
لذا اهميّت موضوع و همچنين محتواي غني و پربار آموزههاي وحياني اسلام ايجاب مي‌کند که در پژوهش حاضر، اين موضوع به نحو مناسبي مورد بررسي قرار گرفته و راهکارهاي حاکميت خرد جمعي مورد تأمّل قرار گيرد.
1-3. سئوالات تحقيق
1-3-1. سوال اصلي
خرد جمعي و راهکارهاي حاکميت آن در قرآن و حديث کدام است؟
1-3-2. سوالات فرعي
1. شاخصههاي حاکميت خرد جمعي در قرآن و حديث کدامند؟
2. موانع برقراري حاکميت خرد جمعي کدام است؟
3. فرايند موثر در پيدايش حاکميت خرد جمعي کدام است؟
1-4. پيشينه نظري تحقيق
به نظر ميرسد درباره اين موضوع، به طور مستقل، اقدامي صورت نگرفته است. اما ميتوان گفت که درباره خرد و خردورزي در مباحث و کتب علوم قرآني مباحثي بيان شده است و يا اينکه کتابهاي مستقلي درباره خردورزي و عقلانيت نگاشته شده است. و نيز درباره تحزب، محدوده و کارکرد التزام به خرد جمعي در قرآن و حديث، نيز پايان نامهاي نگاشته شده است؛ اما هيچ تصريحي بر خرد جمعي و راهکارهاي حاکميت آن ننموده و فقط و به طور اجمالي بررسي شده است؛ اما عنوان پايان نامه اينجانب منحصر به خرد جمعي و راهکارهاي حاکميت آن در قرآن و حديث مي باشد. اما ميتوان گفت که درباره تلاشها و تحقيقات و پژوهشهاي در اين باره صورت گرفته که با واکاوي آنها ميتواند به شناخت مفهوم خرد جمعي و راهکارهاي حاکميت آن کمک کند. ما در اين جا به برخي از اين تحقيقات اشاره ميکنيم.
کتاب
خرد جمعي: اين کتاب تأليف ساروويکي جيمز که توسط سيد مصطفي رضئي ترجمه شده است و توسط انتشارت تنديس براي اولين بار در سال 1392 تهران به چاپ رسيد. در اين کتاب به اين بحث که چرا اکثريت باهوشتر از اقليت هستند پرداخته است. از دو بخش تشکيل شده است:
بخش نخست: 1- خرد جمعي 2- فرقهاي که تفاوت ميسازد: رقص راهنماي زنبورها، خليج خوکها و… 3- ميمونها ميبينند، ادا در ميآورند: تقليد آبشارهاي اطلاعاتي و استقلال. 4- کنار همچيدن قطعات: سياه لينوکس و هنر تمرکززدايي. 5- پايکوپي جمعي؟ مشارکت در دنيايي پيچيده. 6- جامعه وجود دارد: مالياتها، انعام، تلويزيون و اعتماد.
بخش دوم
7- راه بندان: در اينجا شکست مشارکت را داريم. 8- علم: همکاري، رقابت و شهرت.
9- کميتهها، شوراها و گروهها: فاجعهي کلمبيا و اينکه چگونه گروههاي کوچک رارا به کار وادار کنيم؟ 10- شرکت: ملاقات با رئيس جديد مانند رئيس پيشين است؟ 11- بازارها: مسابقهها سالن بولينگ و قيمت سهام. 12- دموکراسي: روياي خوب همگاني.
مشورت و مشاوران درسنت و سيره پيشوايان: اين کتاب تأليف سيد محمود ساماني است که توسط پژوهشگاه و فرهنگ اسلامي باي اولين بار در سال 1387 به چاپ رسيده است. در کتاب نيز به مسائلي پيرامون مشورت و نظر به اهميت و سازندگي موضوع مشورت و آثاري که بر آن مترتب است، پرداخته است.
مقالات
نقش و جايگاه مردم در انديشه سياسي اسلام و امام خميني، نويسنده: موسويان، سيد ابوالفضل، مجله علمي پژوهشي نامه مفيد، 1378، شماره 20.
در اين مقاله به تبيين اين موضوع پرداخته است که مردم چه حقوقي دارند و حاکم در دخالت دادن آنان در امور سياسي چه وظايفي دارد که حق مطالبه آن را داشته باشند. لذا نسبت به سير انديشه نقش مردم در حکومت از ديدگاه فلاسفه توجه شده، سپس از سه طريق، ديدگاه اسلام و نظرات امام خميني در اين زمينه مورد کنکاش قرار گرفته است.
اصول و مباني شورا از منظر امام علي عليهالسلام، نويسنده: ميرزا محمد، علي رضا، مجله علوي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1389، شماره 2.
در اين مقاله با تأکيد بر عظمت انديشه بر عظمت انديشه ملکوتي حضرت علي عليهالسلام و تفوق آن بر افکار و آراي بشري تلاش شده است به مباني شورا در انديشه علوي، با محتوا و اهدافي متعالي، توجه شود. بدين منظور، طرحي در تطبيق نظريات امام علي عليهالسلام با آيات شورا ارائه شده و در آن از اهميت و ضرورت، فوايد و آثار، اصالت و حجيت و نيز حدود و جايگاه مشورت سخن به ميان آمده و سپس جنبههاي ايجابي و سلبي آن در طيفي وسيع تبيين شده است که در واقع انسان شناسي شورا از ديدگاه امام علي عليهالسلام را تداعي ميکند.
مشورت در انديشه سياسي امام علي عليه السلام، علي اصغر فيضي پور، محمدحسن فيضي پور، کتاب نقد سال دوازدهم و سيزدهم، شماره 57 و 58، 1389.
ايشان در اين مقاله پس از مفهوم شناسي به ضرورت مشورت از ديدگاه امام علي عليهالسلام و همچنين به آثار مشورت در انديشه سياسي امام علي عليهالسلام از جمله شخصيت دادن به مردم، شکوفايي استعدادها، جلوگيري از استبداد و … پرداخته است.

پايان نامه
روشهاي مديريت افکار عمومي با نگاه قرآني: اين پايان نامه توسط محسن صالح فر در دانشگاه قم در سال 1390 نوشته شده است. اين پايان نامه در دو فصل تنظيم شده است. در فصل اول به مقدمه و ضرورت طرح بحث، پرداخته شده است. در فصل دوم به تحليل روشهاي مديريت افکار عمومي پرداخته است. در اين تحقيق به مقوله مديريت افکار عمومي با نگاهي قرآني پرداخته شده است. در ابتدا مراحل مديريت مبتني بر رشد و تکامل و انسان مورد تبيين قرار گرفته و در ادامه به استنباط و برداشت از نکات آيات و سورههاي مورد پژوهش پرداخته است.
1-5. جنبه جديد بودن و نوآوري تحقيق
اين پژوهش در پي شناخت اموري نظير مفهوم خرد جمعي، اطلاع از شاخصههاي خرد جمعي، موانع برقراري حاکميت خرد جمعي، راهکارهاي حاکميت خرد جمعي و فرايند مؤثر بر پيدايش حاکميت خرد جمعي بر اساس آموزههاي ديني است. عليرغم اهميّت اين موضوع که از خصلت
هاي ريشه دار و از عادتهاي مستمر مؤمن عاقل به شمار مي آيد و بدون خرد جمعي و نظر خواهي و رايزني نمي توان به حل صحيح مسائل و رفع مشکلات علمي و عملي، در همه اوقات نايل آمد، تاکنون به طور شايسته و به صورت يک تحقيق مفصّل به اين مهم پرداخته نشده است. لذا اهميّت موضوع و همچنين محتواي غني و پر بار آموزههاي وحياني اسلام ايجاب مي‌کند که در پژوهش حاضر، اين موضوع به نحو مناسبي مورد بررسي قرار گرفته و راهکارهاي حاکميت خرد جمعي مورد تأمّل قرار گيرد.
1-6. اهداف تحقيق
1-6-1. هدف اصلي
شناخت تعريف خرد جمعي و راهکارهايي براي حاکميت خرد جمعي.
1-6-2. اهداف فرعي
1- شناسايي شاخصههاي حاکميت خرد جمعي در قرآن و حديث.
2- شناخت موانع برقراري راهکارهاي حاکميت خرد جمعي.
3- شناخت فرايند موثر در پيدايش حاکميت خرد جمعي.
1-7. روش انجام تحقيق
از آن جا که اين تحقيق در نظر دارد تا به خرد جمعي و راهکارهاي حاکميت آن در قرآن و حديث بپردازد؛ لازم است در انجام اين پروژه از منابعي که در اين جهت تأليف شده است، استفاده نمود. پس اساس کار اين تحقيق، گردآوري اطلاعات به گونهي بيان توصيفي- تحليلي و به شيوهي کتابخانهاي است.
1-8. واژه شناسي
1-8-1. خرد جمعي
خرد جمعي از لحاظ لغوي از دو کلمهي “خرد” و “جمع” تشکيل شده که “خرد” صفت و به معناي عقل، ادراک، دريافت، فهم بوده (معين، 1371، ج1، ص1408). و جمع به معناي گردآوردن، فراهم کردن، چيزهاي پراکنده را گردآوردن، و نيز به معني جماعت، گروه و گروه مردم است (عميد، 1381، ج1، ص827).
بنابراين خرد جمعي معادل شورا در لغت به معناي راي زدن با هم براي به دست آوردن نظر و راي است (قرشي، 1375، ج4، ص88). که به طور دو يا چند جانبه براي استفاده کردن از نظر يکديگر صورت ميپذيرد.
در اصطلاح به معناي هم فکري، در کارها و استفاده از رأي، عقل، علم و سليقه ديگران و کسب اطلاع از رأي اهل خبره و اصحاب رأي در مسائل مختلف براي اختيار اصلح است (قله جي، 1408ق، ص432).
خرد جمعي معادل افکار عمومي شامل نگرشها، ارزشها و باورهاي عموم مردم است. در دموکراسي فرض بر اين است که خرد جمعي به طور مستقيم بر روي تصميم گيريهاي سياسي تأثير ميگذارد (بشيريه، 1368، ص409).
عقل جمعي پس آن نوعي از استدلال جمعي است که دانشمندان امت عهدهدار آن هستند (حنفي، بيتا، ج4، ص284).
خرد جمعي، را حس عمومي يا عرف عام نيز ترجمه کردهاند. اما، براي تفهيم بيشتر موضوع، آن را به معني جان جمعي و روح جمعي گرفته اند. (خرد جمعي را به سخني ميتوان ضمير ناخودآگاه کالبد جامعه دانست) شهيد مطهري مينويسد:
از نظر قرآن کريم، يکي از شاخصهاي جامعه ديني اين است که مؤمنان داراي روح اجتماعي هستند. معناي روح اجتماعي، اين است که جامعه زنده باشد. زنده بودن اجتماع به اين است که در افراد آن اجتماع حس اجتماعي و عاطفه اجتماعي و يک نوع درد اجتماعي وجود داشته باشد (مطهري، 1372، ج22، ص190).
در بين پديدههاي رواني جمعي، خرد جمعي گستردهترين و آشکارترين آنهاست. اين پديده
ي شگرف که با پويايي و توانمند خود سرنوشت جامعه را رقم ميزند، به موتوري ميماند که چرخهاي ماشين اجتماعي را به گردش در ميآورد. اسلام که همواره به خروج مردم از تاريکي
هاي جهل، اسارت و استبداد و هدايت آنها به نور علم و آزادي ميانديشد، ميتواند برآرا و افکارشان وقعي نگذارد. بر خلاف آن، قرآن تا آن جا به انديشهها و استعدادهاي تک تک افراد جامعه ارج مينهد که سورهاي با عنوان “شوري” بر رسول خدا نازل ميشود (ملکي، 1359، ص19).
بر اين اساس خرد جمعي رايحهاي از رياحين خلاقيت و لايحهاي از تبيين عقلانيت است. خرد جمعي غبار جهل ميزدايد و پرتو انوار عقل ميافزايد. خرد جمعي پنجرهاي است که به بوستان سرسبز انديشهها بار ميشود. انسان را از تنگناي خودپسندي، خودمحوري و خودکامگي ميرهاند و در پرتو خودباوري بر بلنداي قلهاي رفيع مشارکت مينشاند.
فصل دوم
شاخصههاي حاکميت خرد جمعي در قرآن و حديث
پيشگفتار
جامعهشناسان با کاوش مفهوم رفتار اجتماعي به مفهومي بس مهم به نام جهتگيري رفتار اجتماعي راه يافتهاند. جهتگيري رفتاري يک جامعه ميتواند مثبت باشد يا منفي. آنگاه که جهتگيري رفتاري يک جامعه مثبت باشد، مسير جامعه رو به کمال و تعالي خواهد بود و آن-گاه که منفي باشد، جامعه رو به زوال و انحطاط خواهد رفت. خرد جمعي، هم نشانه زنده بودن و بيداري جامعه است، هم زنده و بيدار بودن جامعه را تقويت کرده، و آن را استمرار ميبخشد. از يک سو، هر چه سطح حاکميت خرد جمعي در جامعه افزايش يابد، کنش اجتماعي، سازمان يافتهتر ميشود، از سوي ديگر، هر چه کنش اجتماعي سازمان يافتهتر و نظاممندتر باشد، سطح بالاتري از حاکميت خرد جمعي را ايجاد ميکند. بنابراين خرد جمعي، يک کنش مثبت، کارساز و پر برکت اجتماعي است که بر زمينه آگاهي و اراده و خواست روئيده و نشانگر حيات يک جامعه است.
لذا ساختار شناسي يک زندگي ديني به عوامل معتددي وابسته است، و از سوي ديگر بهبود کيفيت سطح زندگي، حاکميت خرد جمعي باعث تشکيل شاکلهاي مستحکم و تشکيل سبکي واضح و مدون خواهد بود. براي اينكه جامعه بتواند به درستي از عهدهي اين امر برآيد ضروري است كه تعدادي از شاخصههاي حاکميت خرد جمعي در جامعه اسلامي با توجه به آيات و روايات معصومين عليهم السلام مورد بررسي قرار گيرند
2-1. مسئوليت پذيري
مسئوليت پذيري از مهمترين شاخصههاي حاکميت خرد جمعي در معارف وحياني است. خرد جمعي مردم را بر ميانگيزد تا در کوششهاي گروه خود مسؤوليت بپذيرند. اين فراگرد اجتماعي است که به ياري آن مردم به مرحله خود درگير در جامعه ميرسند و خواهان کاميابي جامعه خود ميباشند. در حالي که افراد براي کوششهاي گروهي به پذيرش مسئوليت رو مي‌آورند و در مي‌يابند که آن چه را خود مي‌خواهند انجام مي‌دهند يعني آنکه کاري را به پايان ميرسانند که خود را براي آن مسئول ميشمارند. از ديدگاه اسلام، انسان موجودي مسئول در برابر جامعه است و اين مسئوليت پذيري نشأت گرفته از توانايي عقلي وي در تصميمگيري صحيح و انتخاب اعمال و رفتارهاي درست است. اين انتخابگري را ميتوان اختيار ناميد که عبارت است از اعمال نظارت و سلطهي شخصيت بر دو قطب مثبت و منفي کار يا ترک شايسته با هدفگيري خير (جعفري، 1369، ص363).
شکلگيري اجتماع مسئول و صالح نيازمند شرايط و زمينههاي اساسي است که در اين ميان، خرد جمعي مهمترين ساز و کار تحقق چنين اجتماعي است.
در قرآن مجيد آيات فراواني وجود دارد که اهميّت مسئوليّت پذيري و وظيفه شناسي را براي انسان بيان کرده است؛ آن جا که مسئوليت فرماندهي بني اسرائيل به طالوت جوان داده ميشود: “وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً” (بقره/247) و پيامبرشان به آنان گفت: “در حقيقت، خداوند، طالوت را بر شما به پادشاهى گماشته است.
خداوند سبحان در آيه ديگر ميفرمايند: ?فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ? (اعراف/6)؛ “پس، قطعاً از كسانى كه پيامبران‏ به سوى آنان فرستاده شده‏اند خواهيم پرسيد، و قطعاً از خود فرستادگان نيز خواهيم پرسيد”. مردم موظفند در ولايت و فرمان خدا باشند و از ولايت طاغوتها كنار باشند بنابراين هم پيامبران مسئولند كه اين تكليف را برسانند و هم مردم مسئولند كه به آن عمل كنند” ولى پيامبران از عهده اين مسئوليت برآمده‏اند عقوبت و محكوميت تنها از آن ساير انسانها خواهد بود كه از پيغمبران اطاعت نكرده‏اند (قرشي، 1377، ج3، ص364).
خرد جمعي، نشان ميدهد که رهبر و حاکم (مسئولين) به مردم توجه دارند و حتي براي رأي و نظر آنان ارزش قائلند. لذا افراد در جامعه احساس مسئوليت ميکنند و حس مشارکتجويي در امور، در آنان تقويت ميشود و اين خود بر استحکام حکومت در برابر حوادث داخلي و خارجي مي افزايد.
نظام حقوقي اسلام نظامي تکليف گراست؛ به عنوان مثال در متون ديني وقتي صحبت از حقّ انسـانها ميشود بحث از حقوقي است که انسانهاي ديگر بر ما دارند و به عبارت ديگر مسئوليّتي که ما در قبال ديگران داريم. البته چون اين حقوق طرفيني است ما نيز اين حقوق را بر عهده ديگران داريم امّا به دليل همان بعد سازندگي و تربيت و هدايت که دين اسلام براي خود، قائل است در بيان به جنبه تکليف و وظيفه و مسئوليّت، توجّه بيشتري ميکند؛ لذا امام سجّاد عليه السّلام مي فرمايند: “اعلم أن لله عز و جل عليك حقوقا محيطة بك في كل حركة تحركتها أو سكنة سكنتها أو حال‏ حلتها أو منزلة نزلتها أو جارحة قلبتها أو آلة تصرفت فيها فأكبر حقوق الله تعالى عليك ما أوجب عليك لنفسه من حقه الذي هو أصل الحقوق” (مجلسي، 1403ق، ج71، ص2)؛ “بدان که خداي عزّوجلّ را بر تو حقوقي است که در هر جنبشي که از تو سر ميزند و هر آرامشي که داشته باشي و يا در هر حالي که باشي يا در هر منزلي که فرود آيي يا در هر عضوي که بگرداني يا در هر ابزاري که در آن تصرّف کني، آن حقوق اطراف تو را فرا گرفته است. بزرگترين حقّ خداي تبارک و تعالي همان است که براي خويش بر تو واجب کرده؛ همان حقّي که ريشه همه حقوق است).
حضرت علي عليه السلام در مورد کساني که به ظاهر در اجتماع حضور دارند، و نسبت به همه چيز بيتفاوت هستند و به هيچ واکنش و عکس العملي درباره مردم و رخدادهاي جامعه از خود نشان نميدهند، ميفرمايند: “شهودا غيبا و ناظرة عمياء و سامعة صماء و ناطقة بكماء راية؛ لا تأخذون‏ حقا و لا تمنعون ضيما” (نهج البلاغه، خطبه 107-123)؛ “به تن حاضر و به دل غايب، توان ديدنتان هست و چون کوران نميبينيد، توان شنيدنتان هست و چون کرا ن نميشنويد، توان سخن گفتنتان هست و چون لالان هيچ نميگوييد؛ و نه در صدد گرفتن حقي هستيد و نه در خيال رفع ستمي”. اسلام نه تنها فرد را براي خود در مقابل خداوند مسئول و متعهد ميداند، بلكه فرد را از نظر اجتماع هم مسئول و متعهد ميداند. امر به معروف و نهي از منكر هم همين است كه اي انسان تو تنها از نظر شخصي و فردي در برابر ذات پروردگار مسئول نيستي تو در مقابل اجتماع هم مسئوليت و تعهد داري (مطهري، 1361، ج5، ص62).
آثار سودمندي که به برکت ارتباط با جامعه و اجتماع نصيب انسان مي شود، بي شک سبب ايجاد حس مسئوليت آدمي در برابر آنان خواهد شد و در اين رهگذر، کمترين وظيفه او، بازداشتن خويش از آزار رساندن به ديگران است. حاکميت خرد جمعي موجب مسؤليت‌پذيري در تمامي آحاد مردم نسبت به حل مشکلات اجتماعي ميشود. مردم را به تفکر و دقت در امور واداشته، جامعه را از گرفتار شدن در جمود فکري و بي‌تفاوتي باز‌داشته و رسيدن به بهترين راه حل‌ها را امکان‌پذير مي‌کند. لذا مسئوليتآفريني به عنوان يکي از شاخصههاي خرد جمعي بستگي به تجارب مختلف انسان در جامعه دارد. هرگاه سبک زندگي مسئولين سرمشق خوبي از مسوليتپذيري در جامعه باشد و مردم را به همكاري و مشاركت در تصميم گيريها تشويق كنند و از انتقاد و بياحترامي به مردم بپرهيزند، زمينه مناسبي براي پرورش و احساس مسئوليت در افراد فراهم كردهاند.
2-2. تکريم ديگران
بنياد اساسي فرهنگ ديني، توجه دادن انسان به کرامت ذاتي خويش است “وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلاً” (اسراء/70) و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم، و آنان را در خشكى و دريا بر مركبها برنشانديم، و از چيزهاى پاكيزه به ايشان روزى داديم، و آنها را بر بسيارى از آفريده‏هاى خود برترى آشكار داديم.
کرامت حافظ بسياري از ارزشهاي الهي و انساني است و در حفظ دين، ارزشهاي ديني نقش مهمي دارد. حفظ حرمت و ادب حتي در جايي که طرف مقابل به آن پايبند نيست، ضرورت دارد، حضرت ابراهيم عليهالسلام هنگامي زمان هدايت همراه با احترام عمويش آزر با توهين او مواجه شد و فرياد تهديد و تنفر او را شنيد. ?يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا فَتَكُونَ لِلشَّيْطانِ وَلِيًّا * قالَ أَ راغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يا إِبْراهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَ اهْجُرْنِي مَلِيًّا? (مريم/45و 46)؛ “پدرجان، من مى‏ترسم از جانب [خداى‏] رحمان عذابى به تو رسد و تو يار شيطان باشى. گفت: اى ابراهيم، آيا تو از خدايان من متنفرى؟ اگر باز نايستى تو را سنگسار خواهم كرد، و برو براى مدّتى طولانى از من دور شو”. ولي حضرت ابراهيم عليه السلام حرمت او را نگه داشت و فرمود: ?قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كانَ بِي حَفِيًّا? (مريم/ 47)؛ “گفت: “درود بر تو باد، به زودى از پروردگارم براى تو آمرزش مى‏خواهم، زيرا او همواره نسبت به من پرمهر بوده است” .
مشورت با افراد نيز موجب تکريم آنان ميشود ?وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ? (آل عمران/159)؛ “و در كارها با آنان مشورت كن، و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن”. لذا پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله گاهي در مسائل اجتماعي با مردم مشورت ميکرد و با عمل به اين سنت الهي، نظرهاي آنان را مهم ميشمرد، و به آنها بها و شخصيت ميداد. علامه طباطبايي فلسفه تکريم انسان را اختصاص يافتن به چيزهاي ميداند که در انسان ديده ميشود؛ و در ديگران يافت نميشود، و آن داشتن نعمت عقل است، انسان به واسطه عقل ويژگي در ميان ساير موجودات هستي دارد که باعث برتري و افزايش بر ديگران در صفات و احوال و کارها ميشود (طباطبايي،1374، ج 13، ص215).
?لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ? (تين/4)؛ “كه‏ براستى انسان را در نيكوترين اعتدال آفريديم”. اين آيه هم نگاهي به سرشت کرامتمند و ارزشمند انسان دارد که اگر اين اصل را زير پا بگذارد، به پستترين مرتبه هستي سقوط ميکند ولي آنان که آن را پاس ميدارند از اين سقوط در امان ميمانند و پاداشي شايسته مييابند (شاذلي، 1412، ج6، ص3339) .
سيره عملي پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم گوياي توجه و احترام به شخصيت مردم است. در زمان آن حضرت هرکس بر او وارد مي شد، مورد تکريم قرار مي گرفت که اين خود يکي از عوامل بسيار مؤثر در گرايش مردم به دين مبين اسلام بوده است.
در حکومت امام علي عليه السلام کرامت انسان در عالي ترين درجه ممکن رعايت ميشد. آن حضرت به کرامت ذاتي انسانها معتقد بود، زيرا انسان بر همه موجودات و بر فرشتگان برتري دارد و از اين لحاظ داراي زمينه و استعدادي است که هيچ موجودي اين امتياز را ندارد. در نگاه امام عليه السلام انسانها بدون توجه به دين و اعتقادشان کرامت دارند و حکومت بايد به ارزش انساني آنان احترام بگذارد.
اين مسأله به طور کامل در آغاز نامه آن حضرت به مالک اشتر آمده است: “اشعر قلبک الرّحمة للرّعيّة و المحبّة لهم و اللّطف بهم و لاتکوننّ عليهم سبعاً ضارياً تغتنم اکلهم فانّهم صنفان: امّا اخٌ لک في الدّين اونظيرٌ لک في الخلق…” (نهج البلاغه، نامه53)؛ مهرباني با مردم را پوشش دل خويش قرار بده و با همه دوست و مهربان باش. با مردم همچون حيوان درنده مباش که خوردن آنان را غنيمت بشماري، زيرا مردم دو دسته هستند: دسته اي برادر ديني تو و دسته ديگر همانند تو در آفرينش مي باشند…” اين فرمان زماني صادر شد که زمام داران همچون درندگان با مردم رفتار مي کردند و هيچ کدام از حقوق اوليه افراد را محترم نمي شمردند.
بي ترديد حکومتي که بر مبناي فکري “تکريم انسان ها” استوار باشد، نمي تواند در برخورد با آنان اخلاق و اصول اخلاقي را زير پا نهد. بدين سبب حضرت علي عليه السلام با هرگونه تبعيض ميان مسلمان و غير مسلمان، مرد و زن و موافق و مخالف حکومت مقابله ميکرد و آن را با مباني فکري خويش ناسازگار ميدانست.
در اسلام دو نوع کرامت براي انسان ثابت شده است که عبارت است از: 1- کرامت ذاتي و حيثيت طبيعي که همهي انسانها مادامي که با اختيار خود به جهت ارتکاب به خيانت و جنايت بر خويشتن و ديگران آن را از خود سلب نکنند از اين صفت شريف برخوردارند؛ 2- کرامت ارزشي که از به کار انداختن استعدادها و نيروهاي مثبت در وجود آدمي و تکاپو در مسير رشد و کمال و خيرات ناشي ميشود. اين کرامت اختياري و اکتسابي است و ارزش نهايي و غايي انسان به همين کرامت است (جعفري تبريزي، 1370 ،ص279) .
در بينش الهي، انسان خليفه خدا و داراي کرامت و انتخابگر است. شهيد صدر در اين رابطه مينويسد: خداوند بر پيامبرش واجب کرده است با اين که رهبر معصوم است. با جامعه امتش به مشورت و رايزني بپردازند تا مسئوليت آنها را در انجام “خلافت الهي” به آنها بفهماند (جمشيدي، 1380، ص 289) .
با توجه به آن چه مورد بررسي قرار گرفت به اين نتيجه ميرسيم که احترام و تکريم شخصيّت آدمي به عنوان يکي از شاخصهاي حاکميت خرد جمعي از اصولي است که



قیمت: تومان


پاسخ دهید